غزل(بیچاره دل که شد آن مبتلای تو):
بیچاره دل که شد آن مبتلای تو
از من برید و بشد آن فدای تو
دست تو داد عجب اختیار خویش
وانگه دوید همه جا پا به پای تو
ببرید دامن صبرم به اشتیاق
آگه نبود به خدا از جفای تو
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات
[ یک شنبه 18 آبان 1399 ] [ 18:52 ] [ وجیه الله شیخی ]
[ ]